|
و خدایی که در این نزدیکی ست
|
||
|
اعتقاد داریم خدا خیلی نزدیک تر از هر نزدیکیه... |
اگر چه هنوز هم مطمئن نیستم بتوانم چراغ این کلبه را به صورت دائم و بی وقفه روشن نگه دارم اما این مستی نیمه شب مانع از ننوشتن و قلم شکستن شده.
مستی از چیزی که روزها به آن فکر می کردم و جوابم را چه ساده و چه واضح یافتم.
چند روز پیش باز خوانی یکی از آثار شهید مطهری با نام "بررسی اجمالی نهضت های اسلامی در صد سال اخیر"را در دستور کار خود قرار داده بودم.
در فرازهایی از این کتاب به نکاتی برخوردم که تا روزها در مستی خواندن آن غوطه ور ماندم و هنوز هم که به آن فکر می کنم دچار همان حس می شوم.
ایشان کار را با طرح یک سوال آغاز می کنند و می پرسند:
چرا با اینکه در جهان تسنن سخن از اصلاح و مبارزه بیشتر به میان آمده ، علمای اهل تسنن کمترتوانسته اند نهضتی را رهبری کنند و بر عکس روحانیت شیعه با اینکه انقلاب های عظیمی به پا کرده کمتر حاضر شده در پاره دردها بیاندیشد و فکر اصلاحی ارائه دهد؟؟؟
ایشان در مورد اینکه چرا روحانیت شیعه کمتر به اصلاحات فکر کرده اند مشکل را از سازمان روحانیت در شیعه می داند که بحث بنده فعلا در مورد آن نیست.
آنچه که باعث مستی من شد پاسخ ایشان در مورد نهضت های انقلابی و موفق تر بودن روحانیت شیعه در سازمان دهی و هدایت آن است.
شهید مطهری می گوید:
نظام روحانیت سنی به گونه ای است که او را کم و بیش به صورت بازیچه ای در دست حکام در آورده است.روحانیت سنی یک روحانیت وابسته است.روحانیت وابسته قادر نیست علیه آن قدرتی که وابسته به آن است قد علم کند و توده ی مردم را به دنبال خود بکشاند.
اما روحانیت شیعه در ذات خود یک نهاد مستقل است.از نظر روحی به خدا متکی بوده و از نظر اجتماعی به قدرت مردم.
و لهذا در طول تاریخ به صورت یک قدرت رقیب در مقابل زورمندان تاریخ ظاهر شده است.روحانیت شیعه از دستگاه حاکمه مستقل بوده و استعداد انقلابی شدن را دارد.
*************************
توجه کنید که این جملات را ایشان حدود ۳۰سال پیش به زبان آورده اند و ای کاش اکنون بودند و می شد نظر ایشان را راجع به نهاد روحانیت شیعه در ایران پرسید.
نا خودآگاه به یاد شریعتی می افتم آنجا که بین تشیع علوی و تشیع صفوی تمایز قائل می شد.
این روزها عجیب دارم متقاعد می شوم که تاریخ دائما در حال تکرار است.
|
|