|
و خدایی که در این نزدیکی ست
|
||
|
اعتقاد داریم خدا خیلی نزدیک تر از هر نزدیکیه... |
می گه بنویس؟آخه از چی بنویسم؟
شده مصداقه:همسایه ها یاری کنید تا من وبلاگ داری کنم.
از چی بنویسم؟
از این که وسط بدو بدوهای عید و شلوغی این روزها مخم شده محل کنفرانس عقاید.
از این که امسال هی رفتم رو به خدا و هی با مخ خوردم زمین.
از این که انگار سال ناتموم مونده،انگار دلم می گه یه اتفاق خاص هنوز نیوفتاده.یه چیزی که سال رو تموم می کنه.
از این که..............
ول کنم!این روزها چه قدر بحث ها رو به حال خودشون ول می کنم.
راستی چرا گیج می زنم.چرا نمی دونم توی دین چه خبره؟
چی درسته چی غلط؟
می ترسم ،می ترسم از این که تمام تفکراتم غلط باشه،می ترسم برم اون دنیا ببینم دین و خدا چیز دیگه ای بوده.
اون موقع چی؟یعنی چی کار کنم؟
اصلا الان باید چی کار کنم؟
از کجا می شه فهمید چی درسته چی غلط؟
حقیقت دین کجاست؟پیش کیه؟
باید فکر کنم.

|
|